صفحات

دوشنبه، فروردین ۳۱، ۱۴۰۵

نگاهی به اصول فعالیت سیاسی؛ ضرورتی برای امروز و فردا، ناصر پاک ‌نژاد

ناصر پاک ‌نژاد 

بیان حقیقت همیشه تلخ بوده و گوینده‌ی آن اغلب مورد انزجار و دشمنی قرار گرفته است. اما برای من، بیان حقیقت به معنای جلوگیری از اشتباهات و تلاش برای فراهم آوردنِ شرایطِ زندگیِ بهتر، آسوده و مطمئن‌تر برای همگان است. لذا هیچ اهمیتی ندارد که این روشنگری موجب انزجار یا دشمنیِ کسانی شود که منافعشان در ابهام و بی‌اصولی نهفته است؛ چرا که نجاتِ جامعه، فراتر از خوشایندِ اشخاص است.

در ایران که بودم، هیچ آگاهی از وضعیت اشخاص و جریانات سیاسی نداشتم. اما بعد ازآمدن به خارج و ارتباط با برخی از اشخاص سیاسی به این حقیقت تاسف بار رسیدم که اشخاص فعال در عرصه سیاست، چه آنانی که درتشکیلاتی عضویت داشتند و چه نداشتند، از دانش سیاسی و بینش مبارزاتی مناسب برخوردار نیستند و به مسئولیت و وظایفی که بعهده گرفتهاند به درستی واقف نمیباشند. بدینجهت، مقاله «اصول فعالیت سیاسی چیست؟» را در سال 2004 نوشتم و در سطح محدود به اشتراک گذاشتم. اکنون با گذشت 22 سال از نوشتن این مقاله، به دلیل مزمن شدن همین مشکلات در میان فعالان سیاسی، مناسب دیدم با انتشار این مقاله و با تبادل نظری که میتوانیم باهم داشته باشیم، امید است که در جمعبندی فکری هریک از ما فعالان سیاسی موثر واقع شود.

 

از نظرمن، سیاست نه تنها یک امر تخصصی است، بلکه یک مسئولیت بسیار سنگینی را برای هر فعال سیاسی به همراه دارد. اگرامروز شاهد هستیم همچنان درجا می‌زنیم و تاکنون موفق به دستیابی به آرمانهای ملی – مردمی نشدهایم، نخست به دلیل فقدان دانش و بینش سیاسی – مبارزاتی مطلوب و نشناختن جایگاه خود در عرصه سیاست است و مرز بین «هوادار»، «کادر» و «رهبر» مخدوش است؛ به طوری که بسیاری بدون وقوف به اصول و قواعدِ کار، با چند لایک و تمجید کاذب و غیر اصولی، ادعای خدایی و راهبری دارند و فعالیت سیاسی را به «تجارتِ شهرت» (یعنی سیاست از ابزاری برای «رهایی ملی» به ابزاری برای «برندسازی شخصی» تبدیل شده است.) تقلیل داده‌اند.

بنابراین، تا هنگامی که هریک از ما فعالان سیاسی، براساس میزان دانش و توان خود جایگاهمان را در عرصه سیاست به درستی تعیین نکنیم، بدیهی خواهد بود که همچنان در مسیرهای انحرافی گام برداریم و هم زندگی خود را به مخاطره بیاندازیم و هم به زندگی دیگران و مملکت لطمه و زیان وارد نمائیم.

 بهرروی باید بدانیم، برای دستیابی به آرمان های ملی – مردمی مان «شور و هیجان و حتی داشتن عزم و اراده » کافی نیست، بلکه میبایست به سلاح دانش سیاسی و مبارزاتی مجهز باشیم تا بتوانیم به درستی «نقشه راه» را برای تحقق اهداف خود ترسیم کنیم.

 

اصول فعالیت سیاسی چیست؟

 

پزشک غیرمسئول ممکن است در طول سی سال طبابت خود، به دلیل عدم تشخیص صحیح یا سهل‌انگاری، موجب مرگ چند بیمار گردد؛ اما یک مدعی سیاست و سیاستمداری غیرمسئول، می‌تواند یک جامعه را به نابودی بکشاند. بررسی و قضاوت در مورد هر موضوعی، می‌بایست بر اساس اصول و مبنای آن موضوع صورت گیرد تا مشخص گردد کدام شخصیت حقیقی یا حقوقی خارج از اصول عمل نموده یا می‌نمایند و بر اساس میزان خطا، حدود برخورد با متخلف مشخص گردد.

در فرهنگ کشورهای جهان، از جمله ایران، خیانت یکی از خطاهای بزرگ محسوب می‌گردد. در قوانین (دیروز و امروز) کشور، به تفصیل به مواردی مانند: خیانت به کشور، خیانت درعهد و پیمان، خیانت در امانت، و خیانت به همسر پرداخته شده است. اما یکی از موارد بسیار مهمی که تاکنون از سوی فعالان عرصه سیاست، به طور مشخص و تفصیلی مورد بررسی قرار نگرفته است، طرح مبانی و اصولی است که بتواند مشخص‌کننده تمایز خادمین از خائنین در این عرصه باشد.

از آنجایی که این موضوع بسیار با اهمیت است و می‌تواند موجب افزایش یا تکمیل آگاهی عامه مردم و فعالان سیاسی شود، بر آن شدم تا با اعلام دیدگاه‌های خود، ضمن آنکه به یکی از وظایف خود (روشنگری) عمل می‌نمایم، دیگر فعالان سیاسی را برای تدوین اصولی مشخص و معین در این ارتباط، تشویق و ترغیب نمایم.

 

من بر این باور هستم:

1)     عدم رعایت اصول کاربردی، به دلیل نداشتن دانش مطلوب در زمینه‌های مربوط به انجام کار.

2)     حضور و نفوذ اپوزیسیون نما در صفوف اپوزیسیون راستین. (کسانی که منافعشان با منافع حاکمان ایران گره خورده است.)

3)     وجود مشکل فرهنگی (عدم انعطاف‌پذیری، عدم انطباق‌پذیری، داشتن تعصب‌های بدون منطق و کورکورانه، عدم انتقاد ازخود، عدم مدارا و تحمل مخالف ، عدم مسئولیت‌پذیری و...) و به عبارتی نهادینه نشدن فرهنگ دموکراسی.

 

این سه عامل اصلی عدم تحقق خواستها و آرمان‌های آزادی‌خواهانه، عدالت‌طلبانه، و ترقی‌خواهانه فعالان صدیق عرصه سیاست بوده و می‌باشد. از این رو، بر این باورم می‌بایست با طرح مسائل و با اتخاذ شیوه‌هایی مناسب، تمایز خادمین از خائنین را بطور روشن، مشخص شوذ.

آنچه مسلم است در عرصه سیاست، نیروهایی وابسته به نظام و حتی برخی از کشورها حضور دارند که طبیعتاً در جهت اهداف و منافع آنان اقدام می‌نمایند، و تاکنون نیز به دلیل ضعف نیروهای صدیق و راستین عرصه سیاست، توانسته‌اند در اهداف ضدملی - مردمی خود موفق باشند. در این میان، نیروهای قدرت‌طلب، خودمحور و خودخواه، یکسونگر و متعصب، فرصت‌طلب وغیرمسئول، بیشترین صدمات و لطمات را به پیکره جنبش مبارزاتی وارد آورده‌اند.

امروزهرچند دیر، اما می‌بایست مشخص شود چه نیروهایی در لباس دوست، مانع تحقق خواستها و آرمان‌های آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه مردم زجرکشیده و ستمدیده می‌باشند. این اشخاص، نه تنها به قیمت زندگی و حیات سیاسی ما، بلکه به جنبش مبارزاتی لطمات جدی وارد کرده و می‌نمایند.

برای دانستن این مهم، یکی از مواردی که ضرورت دارد فعالان صدیق آزادیخواه، عدالت طلب و برابری طلب، ترقیخواه و میهن دوست با دقت و حساسیت تمام به آن توجه و اهمیت بسیار دهند، تعیین جایگاه خود در عرصه سیاست براساس توان و دانش خود میباشد. ازاینرو، در این نوشته سعی براین دارم بطور خلاصه روند اجرایی افزایش آگاهی های سیاسی و تعیین جایگاه هر فعال سیاسی را توضیح دهم؛ و تقاضای من از فعالان صدیق و راستین عرصه سیاست این است به این نوشتار توجه لازم را مبذول دارند. زیرا، درصورت رعایت اصول فعالیت سیاسی و تعیین درست جایگاه خود، موجب فراهم شدن شرایط برای پایان بخشیدن به تفرقهها و رسیدن به «همبستگی فراگیر ملی» خواهد شد.

 

(1)   اصول مقدماتی فعالیت سیاسی

 

اگر سیاست یک علم است، که هست؛ پس آنچه که می‌بایست در گام نخست، هر فردی برای حضور در عرصه سیاست بدان توجه نماید، رعایت اصول مقدماتی و فراگیری الفبای اصول سیاست و مبارزه است. اصولاً تنها به لحاظ آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی و...، نمی‌توان مدعی داشتن آگاهی سیاسی (نظریه‌پرداز) یا سیاستمداری شد و به تبلیغ و ترویج نظرات جمع‌بندی نشده پرداخت. بلکه مسائل دیگری لازمه و مکمل‌کننده این ادعا می‌بایست باشد تا بتوان به سرانجام مقصود رسید.

تنها نگاهی به مراکز علمی، این اصل را اثبات می‌کند کسی یک شبه نمی‌تواند مدارج عالی را طی نماید تا بتواند در بالاترین جایگاه ممکن قرار گیرد. در همین حوزه‌های مذهبی در ایران، هر فرد حوزوی می‌بایست از دوران مقدماتی طلبگی آموزش را شروع، و با گذراندن بسیاری از مبانی فقهی و فلسفی و...، به مدارج بالاتری نائل گردد. در صورتی که در عرصه سیاست ایران مشاهده می‌شود شخصیت‌های حقیقی و حقوقی، بدون داشتن دانش سیاسی و افکار جمع‌بندی نشده، نظرات و عملکردهایی را ترویج می‌نمایند که موجب سردرگمی و به انحراف کشاندن مردم می‌شوند.

به اعتقاد من، اولین نکته مهم از اصول مقدماتی، خودشناسی است؛ و هر فردی باید بداند چه عواملی موجب شده تا فعالیت سیاسی بنماید. اینکه چگونه می‌توان به این خودشناسی رسید و در چه سطح از دانش برای تشخیص خودشناسی هستیم، نکته‌ای است که می‌بایست در عرصه مبارزات و شناخت لازم از اصول و مسائل سیاسی به آن دست یافت؛ و برای اشخاصی که تازه در این راه گام نهاده‌اند، دقت و کسب اطلاعات و تجربه تعیین‌کننده می‌باشد.

اما اشخاصی که این دوران را طی نموده‌اند و همچنان در عرصه سیاست فعال می‌باشند، می‌بایست به این شناخت رسیده باشند؛ و اگر نرسیده‌اند یا نمی‌توانند برسند، آنگاه درصد خطاهایشان بسیار خواهد بود؛ و بهتر آن است که از عرصه سیاست کناره‌گیری نمایند، یا جایگاه خود را در قامت نظریه‌پرداز و سیاستمدار ندانند؛ و این بزرگترین خدمتی است که می‌توانند به خود و مردم بنمایند. چرا که تا بدین روز نشان داده‌اند کارآیی ندارند و بعد از این هم، با آن دید و نگرش نخواهند داشت.

اشخاصی که در عرصه سیاست، برای تحقق آرمان‌های آزادی‌خواهانه، عدالت‌طلبانه و ترقی‌خواهانه فعالیت می‌نمایند، جدا ازخودشناسی وداشتن آگاهی سیاسی، مسئولیت‌پذیرهم می‌بایست باشند؛ و این کلید رمزی است که می‌تواند موجب نجات ملتی زجرکشیده و ستمدیده شود. غالباً اشخاصی که با آگاهی کامل به فعالیت می‌پردازند، به درستی به وظایف و مسئولیت خود آگاه می‌باشند؛ و با توجه به سطح آگاهی و توان و مسئولیت‌پذیری‌شان، جایگاه خویش را در عرصه سیاست مشخص می‌نمایند. بنابراین، اصول را رعایت خواهند کرد و موجب تقویت یا استمرار حیات نیروهای ضد ملی و ضد مردمی نخواهند شد.

اهمیت خودشناسی در آن است که، اشخاصی که به این اصل توجه می‌نمایند به این نتیجه خواهند رسید که:

1)     چرا و به چه دلیل روحیه آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی نسبت به بی‌تفاوتی، بر آنان غلبه دارد.

2)     در راهی که گام گذاشته‌اند چه مسئولیت خطیری را بر دوش خواهند داشت.

3)     صداقت را اساس تصمیم‌گیری‌های خود قرار خواهند داد، و یکسو نگری، جزم‌اندیشی، خودمحوری و گروه‌گرایی و باندبازی را، مانعی بزرگ برای تحقق خواست‌های آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه خود، ارزیابی خواهند کرد.

4)     از تبلیغ و ترویج کورکورانه و نظرات جمع‌بندی نشده، پرهیز خواهند کرد.

5)     نقش و فعالیت خود را بر اساس توان و دانش خود، به پیش خواهند برد.

6)     به درستی به وظایف خود آشنا خواهند بود، و وظایفشان را در هر شرایطی از زمان و مکان، با حداکثر توان انجام خواهند داد.

و در یک کلام، اصول را برای تحقق آرمان‌ها و خواست‌هایشان رعایت خواهند کرد. در نتیجه قابل پیش‌بینی و بدیهی خواهد بود، مردم به آنان اعتماد نمایند، و دسترسی به اهداف و آرمان‌های ملی و مردمی امکان‌پذیر شود.

 

(2) مراحل کسب دانش و آگاهی سیاسی

 

اما برای آنکه بتوان دانش و آگاهی‌های سیاسی را کسب نمود، می‌بایست مراحل ذیل را تا مرحله رهبری، با دقت و حساسیت لازم پیگیری شود:

1)     باید بدانند چه می‌خواهند و تا چه مرحله‌ای از مبارزه پیش خواهند رفت. (در سطح هواداران)

هوادار: به افرادی اطلاق می‌شود که بر این باور اولیه هستند، برنامه‌های این یا آن نیروی سیاسی می‌تواند تأمین‌کننده خواسته یا آرزوهایش میباشد. هوادار یک فعال سیاسی است، اما در مقام نظریه‌پردازی نیست؛ و حتی نمی‌تواند ارزیابی صحیحی از مواضع نیروی مورد تأیید خود داشته باشد.

در این مرحله، هوادار می‌بایست برای اخذ پاسخ‌های خویش کنجکاو و جستجوگر باشد، و در مورد هر موضوع و نکته‌ای که از آن اطلاع یقین ندارد، اظهارنظر قاطع ننماید. چنین افرادی، نمی‌بایست تعصب خشک و کورکورانه از نیروی مورد حمایتشان از خود نشان بدهند. اصول آن است، هواداران با شنیدن دلایل منتقدین و مخالفین، می‌بایست با پرسش از نیروی متبوع خویش، پاسخ‌های لازم را برای قانع شدن دریافت نماید تا به جمع‌بندی افکار و نظرات خود برسد؛ و شاید به این نتیجه برسند که نیروی مورد حمایتاش، آن نیروی دلخواه نیست.

2)     باید آگاهانه بدانند برای آنچه که تلاش و تبلیغ و ترویج می‌نمایند، (حداقل در تئوری) امکان‌پذیر و قابل اجرا می‌باشد، و در چارچوب نظام سیاسی مورد نظرشان قابل تحقق خواهد بود. (در سطح هسته‌های مقدماتی تشکیلات)

هسته‌های مقدماتی تشکیلات برای اشخاصی است که می‌خواهند فراتر از یک هوادار بدانند و عمل نمایند. این اشخاص با حضور خود در این هسته‌ها، تا مرحله یقین نسبت به طرح و برنامه‌ها و راهکار تحقق آن، گام برمی‌دارند یا در نیمه راه (به دلیل عدم توان برای ادامه راه، قانع نشدن و...) باقی می‌مانند.

3)     باید تصویر روشنی (طرح و برنامه) از آنچه که به دنبال آن هستند، برای فراخوانی مردم داشته باشند. و دلایل مستحکم و قابل تضمینی را ارائه دهند. (در سطح هسته‌های پیشرفته و کادر تشکیلات)

هسته‌های پیشرفته تشکیلاتی، برای اشخاصی است که به این باور یقین رسیده‌اند که انتخابی مناسب داشته و می‌خواهند به تبلیغ و ترویج طرح و برنامه‌ها، برای جلب نظر و حمایت مردم اقدام نمایند. در این مرحله، ضمن کسب آموزش علم سیاست، با قبول مسئولیت‌هایی در چارچوب هسته‌های تشکیلاتی، توانایی خود را برای کادر تشکیلاتی نشان می‌دهند.

4)     باید با درک و شناخت از متحدان، کارشکنان و دشمنان، و با درک و شناخت از اصول سیاست و مبارزه، برای تحقق اهداف، تلاش و فعالیت نمایند. (کادر تشکیلات)

کادر تشکیلاتی، کادر حرفه‌ای و نیمه حرفه‌ای در جهت تحقق اهداف و آرمان یک تشکل سیاسی است. این اشخاص به علم و اصول سیاست آگاه، و درک و شناخت صحیح را از مسئولیت و وظایف خود، می‌بایست داشته باشند و با توجه به توانایی‌هایشان، مسئولیت‌هایی را در بخش‌های مختلف تشکیلاتی عهده‌دار هستند.

در کادر تشکیلاتی، ممکن است هر فرد عضو، در هر موضوعی صاحب نظر نباشند، اما می‌بایست حداقل صاحب نظر در مسائل سیاسی ـ اجتماعی باشد و در بخش‌های دیگر از اطلاعات و درک مبسوطی برخوردار باشد تا در تصمیم‌گیری‌های تشکیلاتی به آنچه که اصولی می‌داند، رأی دهد.

5)     باید با درک و شناخت از اصول رهبری، توانمندی لازم را برای تحقق اهداف، هوشمندانه و مدبرانه به کار ببرند. (نظریه‌پردازان و سیاستمداران کادر رهبری)

کادر رهبری، مجموعه‌ای از کادر تشکیلاتی است که نقش راهبری تصمیمات اتخاذ شده، در کل تشکیلات را به عهده دارد. این اشخاص در مجموع می‌بایست از توانمندی‌های بهتری برای پیشبرد اهداف برخوردار باشند.

 

(3) نتیجه‌گیری

 

نتیجه اینکه: روشنفکر سیاسی مسئول و آگاه، به درستی اصول سیاست و سیاستمداری را می‌شناسد. وظیفه خود را در هر شرایطی از زمان و مکان به درستی انجام می‌دهد. در مسیر انحرافی حرکت نمی‌نماید، چرا که مسیر را با داشتن هدف و طرح و برنامه به خوبی می‌شناسد، و تمام زوایای موارد ممکن را پیش‌بینی، و شرایط و امکانات مناسب آن را فراهم نموده یا می‌نماید. در برابر وقایع و شرایط احتمالی برخورد و مواضع آگاهانه خواهد داشت. با دوراندیشی، هوشیاری و درایت، موقع‌شناسی و اصول رهبری، مبارزات خود را همگام و همراه با مردم و بر اساس توان آنان، برای تحقق آرمان‌های آزادی‌خواهانه، عدالت‌طلبانه و ترقی‌خواهانه پیش خواهند برد.

 

اکنون تا حدودی دیدگاه‌های خود را در مورد کلیات اصول و وظایف روشنفکران (نیروهای) سیاسی مطرح نمودم، که تا حدودی می‌تواند برای شناخت اولیه و اهمیت موضوع، آگاهی‌هایی را دنبال داشته باشد و در جمع‌بندی نظرات دیگر فعالان مفید و موثر واقع گردد.

براین باورم، روشنفکران محور حرکت و متحول کننده جامعه می‌باشند، و می‌توانند جامعه را به رشد و پویایی هدایت نمایند. از این رو، می‌بایست با آگاهی و مسئولانه عمل نمایند.

 

سخن آخر

توصیه به همراهان و آزادی‌خواهان:

 ۱- از «هواداریِ کورکورانه» عبور کنید:  همان‌طور که در متن اشاره شد، وظیفه هوادار، پرسشگری و به چالش کشیدنِ لیدرهای سیاسی است، نه تبعیتِ محض.

2- برنامه اجرایی و ساختار بطلبید: از هرمدعیِ سیاستمداری، «برنامه اجرایی» برای وعدهها و بخصوص  برای این مرحله از مبارزات «ساختارِ مهار قدرت» را بخواهید.

3- منافع ملی را مقدم بدارید و اسیرِ هیجانات نشوید:  به اصول و قواعد سیاست اشراف پیدا کنید؛ اجازه ندهید احساسات و هیجانات بر قضاوت شما چیره شود و همواره مسائل را با نگاهی نقادانه بررسی کنید. آگاه باشید که در فعالیت‌های سیاسی، تأمین منافع ملی بر علایق، باورهای شخصی و تعلقات گروهی ارجحیتِ مطلق دارد. فعالِ صدیق کسی است که هرگاه میان منافعِ تشکیلات یا «کیشِ شخصیتِ» لیدرش با منافعِ کلانِ مملکت تضادی دید، بدون لکنت، جانبِ ملت را بگیرد.

ناصر پاک ‌نژاد