به پیش اهل جهان محترم بود آنکس // که داشت از دل و جان احترام آزادی



جمعه، مرداد ۲۰، ۱۳۹۱


مواظب خودت باش
تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد
وجود نازكت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هيچ عارضه شخص تو دردمند مباد
اي تويي كه نمي‌شناسمت!
«لسان‌الغيب» در اين شعر با يك حركت «رونالدينيويي»، به بيماران نگاه كرده اما به اطبا پاس مي‌دهد!  
پزشكان عزيز و محترم؛ شمايي كه ناز داريد چه واي!
اگر در اين هفته قصد داريد در راستاي اين ناز داشتن طبيبانه خود، به محل تلاقي سر و بدن، از آن پارچه‌هاي گره‌دار به اصطلاح كراوات نصب كنيد، از ياد مبريد كه كراوات برخلاف كت و شلوار و الگانس و كتاني چيني، وسيله‌اي غربي است و شما بي‌خيالش شويد و ملامت كشيد و خوش باشيد، كه در طريقت ما كافريست رنجيدن. شما گله‌مند هستي از اينكه همه جا مي‌گويند ويزيت تو گران است و طرف دكتر شده و دارد پول پارو مي‌كند و... اما نمي‌دانند كه مدت‌هاست از فارغ‌التحصيلي‌ات مي‌گذرد و در به در دنبال كار يا جور كردن ماشيني براي مسافربري هستي. زيرا اجاره مطب پول مي‌خواهد و پول، مطب مي‌خواهد و اجاره مطب پول مي‌خواهد و پول، مطب مي‌خواهد و... (از تبصره پدر پولدار هم نمي‌تواني و در واقع نداري كه استفاده كني.)
فارغ از همه اين مسايل در هفته‌اي كه در آن هستيم كار مهمي داري. آسوده و مطمئن به انجام كاري كه در نظر داري بپرداز و مطمئن باش كه در آن موفق نمي‌شوي ولي اين چيزي از ارزش‌هاي كار تو كم نمي‌كند. به‌طور مثال به بازي‌هاي المپيك نگاه كن و ببين كه چگونه ورزشكاران اكثر كشورهاي دنيا دارند مدال‌آوري چيني‌ها و يكي دو كشور ديگر را نظاره مي‌كنند و از همه بهتر ورزشكاران ما كه هميشه از مياديني مثل المپيك جهت تجربه‌اندوزي استفاده كرده تا از اين تجربه‌ها در بازي‌هاي غرب آسيا استفاده كنند. پس تا اطلاع ثانوي مراقب خودت باش كه شايد دري به تخته خورد و تو نيز به جايي مهاجرت كردي و سلامتي مردم آنجاها را به ايشان بازگرداندي.
البته مرهم در دست تو و شفا از جانب خداست. همان‌گونه كه قلم در دست ما و صبر ما از جانب خداست.
پدرام ابراهيمي