به پیش اهل جهان محترم بود آنکس // که داشت از دل و جان احترام آزادی



یکشنبه، دی ۲۸، ۱۴۰۴

ساندى تایمز به نقل از منابعی درون ایران از کشته شدن ۱۶ هزار و ۵۰۰ معترض خبر داد

نسل‌کُشى زیر تاریکی دیجیتال 

 

خانواده‌ای پس از آن‌که دخترشان پس از شرکت در تظاهرات به خانه بازنگشت، روزها سردخانه‌ها و بیمارستان‌ها را جست‌وجو کردند. سرانجام، ناچار شدند مبلغ ۷۰۰ میلیون تومان، معادل حدود ۳ هزار و ۷۰۰ پوند، را به‌عنوان آنچه نیروهای امنیتی «پول گلوله» می‌نامیدند، پرداخت کنند. سپس آنان را پس از پنج ساعت رانندگی به شهری دیگر بردند؛ جایی که پیکر دخترشان را در قبری قدیمی رها کرده بودند.

با این همه، از یک جهت بخت با آنان یار بود. قطع کامل ارتباطات و اینترنت در ده روز گذشته باعث شده است ده‌ها هزار ایرانی هیچ اطلاعی نداشته باشند که عزیزانشان زنده‌اند یا جان باخته‌اند؛ در حالی که حکومت می‌کوشد اعتراضات را با آنچه یکی از پزشکان «نسل‌کُشی در پوشش تاریکی دیجیتال» خوانده است، سرکوب کند.

خانواده‌ها در پزشکی قانونی کهریزک، در جست‌وجوی بستگان خود، با ردیف‌هایی از کیسه‌های اجساد روبرو می‌شوند؛ کسانی که در جریان سرکوب خشونت‌بار اعتراضات در تهران جان باخته‌اند.

على خامنه‌اى، رهبر جمهوری اسلامی، دیروز براى نخستین‌بار اذعان کرد که از زمان آغاز اعتراضات سه هفته پیش، «چند هزار تن» کشته شده‌اند.

او در یک سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت که از رسانه دولتی پخش شد، مسئولیت این وقایع را متوجه خودِ معترضان دانست و آنان را «پیاده‌ نظام ایالات متحده» توصیف کرد و مدعی شد که «آشوبگران به مهمات جنگی مجهز بوده‌اند که از خارج کشور وارد شده است.»

اما روزنامه ساندی تایمز به گزارش تازه‌ای از پزشکان حاضر در محل دست یافته است که بر اساس آن، دست‌ کم ۱۶ هزار و ۵۰۰ معترض جان باخته‌اند و ۳۳۰ هزار نفر نیز زخمی شده‌اند، که بخش عمده این تلفات در جریان دو روز کشتار تمام‌عیار رخ داده است. خونبارترین و خشن‌ترین سرکوبی که حکومت روحانیون در طول ۴۷ سال حیات خود به اجرا گذاشته است.

گمان می‌رود بیشتر قربانیان کمتر از ۳۰ سال سن داشته‌اند. پیام‌های جان‌سوز منتشرشده در اینستاگرام، از مرگ یک طراح مد ۲۳ ساله، سه فوتبالیست جوان -که یکی از آنان تنها ۱۷ سال داشت و کاپیتان یک تیم نوجوانان در تهران بود- یک قهرمان بسکتبال ۲۱ ساله، یک کارگردان نوپای سینما، و دانشجویی که آرزو داشت برای دوره دکتری در دانشگاه بریستول تحصیل کند، روایت می‌کنند؛ و نیز دانشجویی که نخستین حضورش در اعتراضات، آخرین حضور او بود.

پرفسور امیر پاراستا، جراح چشم ایرانی-آلمانی و مدیر مرکز پزشکی مونیخ، گفت:«این سطحی کاملاً تازه از خشونت است.» این مرکز در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ بسیاری از مجروحان را درمان کرد و در ایجاد شبکه‌ای از پزشکان در سراسر ایران که این گزارش را تهیه کرده‌اند، نقش داشت.

او افزود: «در سال ۲۰۲۲ از گلوله‌های پلاستیکی و تفنگ‌های ساچمه‌ای استفاده می‌کردند و چشم‌ها را هدف می‌گرفتند. این بار اما از سلاح‌های در سطح نظامی استفاده می‌شود و آنچه ما می‌بینیم، زخم‌های ناشی از اصابت گلوله و ترکش در ناحیه سر، گردن و قفسه سینه است.»

او افزود: «با ده‌ها پزشک حاضر در محل صحبت کرده‌ام؛ همه آنان به‌شدت شوکه شده‌اند و گریه می‌کنند. این‌ها جراحانی هستند که جنگ را از نزدیک دیده‌اند.»

چرا اعتراضات اکنون در ایران شکل گرفته است؟

مروری زمان‌بندى شده از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ تاکنون

پزشکان از طریق استارلینک سخن گفتند؛ فناوری ماهواره‌ای متعلق به شرکت اسپیس‌ایکسِ ایلان ماسک که امکان دسترسی به اینترنت را از طریق پایانه‌های ویژه و بدون اتکا به زیرساخت‌های متعارف ارتباطی فراهم می‌کند. پایانه‌های استارلینک به‌صورت قاچاق وارد کشور شده‌اند و از ساعت ۸ شب هشتم ژانویه، زمانی که اینترنت به‌طور کامل قطع شد، تنها راه ارتباطی باقی‌مانده بوده‌اند.

فعالان حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار پایانه را وارد ایران کرده‌اند، اما استفاده از آن‌ها با خطرات جدی شخصی همراه است. زیرا این تجهیزات از سوی حکومت ممنوع اعلام شده و نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جستجوى آنتن‌ها و بشقاب‌های ماهواره‌ای هستند.

شهادت پزشکان، همراه با ویدئوهای تکان‌ دهنده، از سوی پاراستا در اختیار روزنامه ساندی تایمز قرار گرفته است. زیرا گفتگو برای افرادی که در داخل کشور حضور دارند، با افراد خارج از ایران با خطرات جدی همراه است.

روزنامه ساندی تایمز همچنین توانست با شماری از افرادی که از ایران گریخته‌اند تماس بگیرد. یکی از آنان گفت:«به تمام دنیا بگویید که روز جمعه همه را به رگبار بستند. نیروهای سپاه پاسداران با خونسردی کامل سعی می‌کردند مستقیماً سر مردم را هدف بگیرند.»

فرد دیگری گفت:«تک‌ تیراندازها روی پشت‌ بامها مستقر بودند و مردم را از پشتِ سر هدف قرار می‌دادند. ما در حال راه رفتن بودیم که ناگهان چند نفر در کنارمان بر زمین افتادند، غرق در خون. وقتی تلاش کردیم به سمتشان برویم تا پیکرها را منتقل کنیم، به سوی ما آتش گشودند.»

این روایت‌ها با صحنه‌هایی که در ویدئوهای تکان‌دهنده منتشرشده طی روزهای اخیر در ایران دیده شده، و همچنین با پیام‌های صوتی و توضیحات شاهدانی که از مرز ترکیه عبور کرده‌اند، همخوانی دارد. این گزارش‌ها حکایت از آن دارد که نیروهای سپاه پاسداران و بسیج، سوار بر موتورسیکلت، با استفاده از مهمات جنگی و سلاح‌هایی چون کلاشینکف، و حتی تیربارهایی که بر وانت‌ها نصب شده بود، مردم را به رگبار بسته‌اند.

همچنین گزارش‌هایی منتشر شده است مبنی بر آن‌ که نیروهایی از «حشد الشعبی»، شبه‌ نظامیان شیعه عراق نیز با اتوبوس به داخل ایران منتقل شده‌اند.

آمار گردآوری‌ شده توسط کارکنان هشت بیمارستان بزرگ چشم‌ پزشکى و ۱۶ بخش اورژانس در سراسر کشور نشان می‌دهد که دست‌ کم ۱۶ هزار و ۵۰۰ تا ۱۸ هزار نفر جان باخته‌اند و ۳۳۰ هزار تا ۳۶۰ هزار تن، از جمله کودکان و زنان باردار زخمی شده‌اند.

بر اساس این گزارش، دست‌ کم ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر یک چشم خود را از دست داده‌اند. تنها یکی از مراکز چشم‌ پزشکى تهران، کلینیک نور، ثبت ۷ هزار مورد آسیب چشمی را گزارش کرده است.

یکی از چشم‌ پزشکان در این‌ باره گفت:«تعداد آسیب‌های چشمی ناشی از شلیک ساچمه آن‌ قدر زیاد است که نمی‌دانیم ابتدا کدام بیمار را درمان کنیم.»

فرد دیگری که هفته گذشته موفق به خروج از ایران شده است، گفت:«برادرم در کلینیک نور کار می‌کند. او می‌گفت تنها در یک شب، و فقط در تهران، بیش از ۸۰۰ مورد خارج‌ کردن چشم بر اثر اصابت ساچمه به چشم‌ها ثبت شده است. برادرم همچنین گفت بر پایه گفتگوهایى که با پزشکان بیمارستان‌های دیگر شهرها داشته، آمار بسیار بالاست و احتمالأ بیش از ۸ هزار نفر در سراسر کشور بر اثر شلیک ساچمه نابینا شده‌اند.»

بسیاری از مجروحان به‌ دلیل کمبود خون جان خود را از دست داده‌اند. با آن‌ که کارکنان درمانی در چندین بیمارستان برای نجات بیماران خود اقدام به اهدای خون کرده بودند، در برخی موارد نیروهای امنیتی از انجام انتقال خون جلوگیری کردند.

یکی از جراحان در تهران گفت: «ساعت‌ها برای نجات جان بیماران می‌جنگیم، اما در نهایت آن‌ها را از دست می‌دهیم، فقط به این دلیل که اجازه دریافت خون به آنان داده نمی‌شود.»

پاراستا گفت:«این یک نسل‌ کُشى در پوشش تاریکی دیجیتال است. آن‌ها گفته بودند تا زمانی که این اعتراضات متوقف نشود، خواهند کُشت، و اکنون دقیقاً همان کار را انجام می‌دهند.»

او افزود:«این‌ها حداقل آمارها هستند و عمدا  با احتیاط بسیار ارائه شده‌اند.»

بسیاری از مجروحان از مراجعه به بیمارستان خودداری می‌کنند، زیرا بیم آن دارند که نیروهای امنیتی آنان را، چنان‌که در برخی ویدئوهای قاچاق‌شده دیده شده، از تخت‌های بیمارستانی بیرون بکشند.

آیا على خامنه‌ای کناره‌گیری خواهد کرد؟

معترضان ایرانی او را به لبه سقوط کشانده‌اند

یکی از معترضان که روز گذشته از ایران خارج شده است، به روزنامه ساندی تایمز گفت:«افرادی که از ناحیه چشم هدف گلوله قرار گرفته بودند و چشمشان جراحی و خارج شده بود، بلافاصله از داخل اتاق‌های عمل توسط نیروهای امنیتی ربوده می‌شدند.»

گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای بسیج پیکر کشته‌شدگان را از خیابان‌ها جمع‌آوری کرده و برای دفن به شهرهای دیگر منتقل می‌کنند تا هیچ سابقه‌ای از آن‌ها ثبت نشود؛ یا در مواردی، برای تحویل یا حتی مشاهده پیکر جان‌باختگان، مبالغ هنگفتی مطالبه می‌کنند – همان‌گونه که آن زوج برای دیدن جسد دختر کشته‌شده خود ناچار به پرداخت پول شدند.

فرد دیگرى که موفق شده از کشور خارج شود، گفت:«در همه‌ جا ایست‌های بازرسی برپا کرده‌اند. تلفن‌های همراهِ همه را بررسی می‌کنند، گالری عکس‌ها را می‌گردند و حتی بدن افراد را به صورت فیزیکی بازرسی می‌کنند. اگر روی بدن کسی آثار زخم ساچمه پیدا کنند، فرض می‌کنند در اعتراضات حضور داشته و بلافاصله او را بازداشت می‌کنند.»

صبا لطیف، ۲۹ ساله، اهل اصفهان و دانشجوی کنونی در شیکاگو، که نخستین‌بار در ۱۴ سالگی در جریان جنبش سبز ناکام سال ۲۰۰۹ در اعتراضات شرکت کرده و همچنان با فعالان و شاهدان عینی در ارتباط است، گفت:«وحشتناک است؛ یک کابوس واقعی در دنیای بیداری. هرگز در عمرم چنین چیزی ندیده‌ام. خانواده‌هایی کامل در داخل خودروهایشان به گلوله بسته شدند.»

او افزود: «یکی از پرستاران در اصفهان به من گفت که هر دو ساعت بین ۵۰ تا ۱۰۰ پیکر از بیمارستان خارج می‌شد، و این فقط مربوط به یک بیمارستان است. حالا تعداد کل شهر و کل کشور را تصور کنید. تقریباً همه کسانی که می‌شناسم یا عزیزی را از دست داده‌اند، یا در میان اعضای خانواده‌شان افرادی ناپدید شده‌اند. من به‌شدت نگران خانواده خودم هستم.»

توماج صالحى رَپِرِ ٣۴ ساله نیز در میان افرادی که سرنوشتشان نامعلوم گزارش شده مى باشد، او که ترانه‌هایش به‌ صراحت حکومت را مورد انتقاد قرار داده‌اند، در جریان اعتراضات پیشین در سال ۲۰۲۲ بازداشت شد و به مدت ۷۵۳ روز در بازداشت نگه داشته شده بود.

آرزو اقبالی، دخترعموی او که در فرانسه زندگی می‌کند، گفت:«یک روز پیش از قطع اینترنت، به ما گفت که مأموران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌طور مداوم او را تعقیب و تهدید می‌کنند و برای وادار کردنش به سکوت، تحت فشار قرارش می‌دهند. او در رشت است؛ همان شهری که روز جمعه ۹ ژانویه، یک قهرمان بدنسازی جهان را با گلوله کشتند، و ما می‌دانستیم که توماج در خیابان‌ها خواهد بود.»

او افزود:«به مدت ده روز هیچ خبری از او نداشتیم. همه ما با یک پرسش هولناک روبرو بودیم: آیا توماج و عزیزانمان سالم‌اند یا نه؟»

اما دیروز توماج موفق شد پیامی ارسال کند و خبر دهد که حالش خوب است. نگین نیکنام، دخترعموی دیگر او که مدیر برنامه‌هایش است، گفت:«تماس به‌ صورت مستقیم برقرار شد و از آنجا که تلفن‌ها تحت کنترل هستند، تنها چیزی که توانست بگوید این بود که حالش خوب است.»

در حالی که قطع ارتباطات دیجیتال سبب شده است بخش بزرگی از این روایت‌ها هنوز ناگفته بماند، آنچه روشن است، شجاعت شگفت‌انگیز معترضان و تراژدی تلخی است که شمار بسیاری از آنان را، آن‌هم در سنین بسیار جوان، دربر گرفته است.

اگرچه این جنبش از روز ۲۸ دسامبر با بستن مغازه‌ها توسط بازاریان و کسبه بازار بزرگ تهران در اعتراض به تورم بسیار بالا و سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، اما به‌ سرعت دانشجویان دانشگاه‌ها و جوانان نیز به آن پیوستند و با سردادن شعار «مرگ بر خامنه‌ای» خواستار تغییر رژیم شدند.

اعتراضات به‌ سرعت در سراسر کشور گسترش یافت و شهرها و شهرستان‌های هر ۳۱ استان را در بر گرفت. این حرکت از روز ۸ ژانویه، پس از انتشار پیامی در شبکه‌های اجتماعی از سوی شاهزاده رضا پهلوی، فرزند شاه فقید ایران، که از ایرانیان خواسته بود به صورت گسترده به خیابان‌ها بیایند، شدت گرفت.

بسیاری از هم‌میهنان او، سال‌ها ولیعهد را چهره‌ای بی‌اثر می‌دانستند، اما این بار فراخوان او بازتابی گسترده یافت، حتی در میان منتقدان پیشینش.

یکی از گل‌ فروشان تهران گفت:«همه بیرون آمده بودند؛ از کودکان خردسال گرفته تا سالمندان.»

او افزود که جوانان در صف نخست قرار داشتند، از جمله پسر خودش که در ادامه بازداشت شد.

هالی داگرِس، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن و نویسنده خبرنامه ایرانیست ، گفت:«این عملا یک خیزش نسل زد است.»

به گفته او، این جنبش در امتداد آن چیزی قرار دارد که از آن به‌عنوان «نخستین انقلاب نسل زد در جهان» یاد می‌شود؛ یعنی جنبش «زن، زندگی، آزادی» که در سپتامبر ۲۰۲۲، پس از جان‌باختن مهسا امینی ۲۲ ساله – به‌ دلیل آنچه «بدحجابی» خوانده شد – بازداشت شده بود، آغاز شد.

جوانان راه‌هایی برای دورزدن سانسور و نظارت امنیتی یافته‌اند. آنان در گروه‌هاى کوچک گرد هم می‌آمدند و از طریق اتاق‌های گفتگو در وب‌سایت‌های بازی‌های رایانه‌ای با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند.

اگرچه سرکوبی گسترده در نهایت موجب شد بسیاری از مردم خیابان‌ها را ترک کنند، اما از جهاتی این حرکت نوعی پیروزی به شمار می‌رفت. چرا که شمار زیادی از زنان از پوشاندن سر خود سر باز زدند.

در ماه نوامبر، ویدئویی از گروهی از جوانان در گوشه‌ای از خیابان‌های تهران که با آهنگ Seven Nation Army از گروه The White Stripes هم‌صدا شده بودند، به‌سرعت فراگیر شد؛ در آن تصویر، هیچ حجابی دیده نمی‌شد.

داگرِس گفت:«نسل زد ایران بخشی از نسل زد جهانی است. نخستین نسلی که از بدو تولد، اینترنت در نوک انگشتانش بوده‌است، حتی اگر برای دسترسی به آن ناچار به استفاده از فیلترشکن باشند.»

او افزود: «جوانان ایرانی می‌بینند مردم دیگر نقاط جهان چگونه زندگی می‌کنند و احساس می‌کنند از این مسیر عقب مانده‌اند.آن‌ها لباس‌های غربی می‌پوشند، در گفتار فارسی خود از اصطلاحات انگلیسی استفاده می‌کنند، همان فیلم‌ها و موسیقی‌هایی را می‌بینند و می‌شنوند که جوانان غربی دنبال می‌کنند و به این ترتیب نوعی خرده‌ فرهنگ شکل داده‌اند. آن‌ها خواهان یک زندگی عادی هستند، اما حکومت حاضر نیست چنین زندگی‌ای را به آنان بدهد. وقتی می‌بینید بدون حجاب در خیابان‌ها ظاهر می‌شوند یا در گوشه خیابان‌ها موسیقی می‌نوازند، این نتیجه اصلاحات حکومت اسلامی نیست، بلکه به این دلیل است که این نسل زیر بار فشار جمهوری اسلامی نمی‌رود.»

آخرین اعتراضات گسترده، چهارمین موج اعتراضی از زمان جنبش سبز سال ۲۰۰۹ به شمار می‌آید. مردم در سال ۲۰۱۷ در اعتراض به وضعیت اقتصادی و در سال ۲۰۱۹ در واکنش به افزایش قیمت سوخت به خیابان‌ها آمدند. در هر بار، واکنش حکومت سریع و خشونت‌ بار بود: یورش نیروهای امنیتی، بازداشت‌های گسترده و کشتن یا مجروح‌ کردن شهروندان غیرمسلح.

این بار، یک روز پس از آن‌ که خیابان‌ها در پاسخ به فراخوان پهلوی از جمعیت پر شد، ون‌های نیروهای لباس شخصى و زنانی با پوشش برقع در سطح شهر ظاهر شدند و با بلندگو هشدار دادند که هر کس در خیابان دیده شود «تروریست» تلقی خواهد شد. سپس کشتار آغاز شد.

فردی که موفق شده‌است از کشور خارج شود، گفت:«هر روز کامیون‌های بزرگی می‌آیند که پشته‌هایی از اجساد روی هم انباشته شده، در آن‌هاست و خانواده‌ها ناچارند در میان آن‌ها به دنبال عزیزان خود بگردند. خیابان‌های اینجا بوی خون می‌دهد. تمام روز نیروهای سپاه پاسداران با سلاح و نقاب بر چهره در شهر گشت می‌زنند و مردم را تهدید می‌کنند.»

در حال حاضر، این اعتراضات نیز ممکن است موقتا سرکوب شده باشد، اما بسیاری بر این باورند که این بار اوضاع متفاوت است.

بورجو اوزچلیک، پژوهشگر ارشد امنیت خاورمیانه در موسسه سلطنتی خدمات متحد(Rusi)  لندن، گفت: «چیزی به‌ طور بنیادین دگرگون شده، فضای داخلی کشور تغییر کرده و شکاف‌هایی در ساختار نظام پدید آمده است که پیش از این هرگز مشاهده نشده بود.»

او افزود: «هنوز زود است که گفته شود حکومت فرو خواهد پاشید، اما من معتقدم نوعی تغییر، گریزناپذیر است.»

در یک پیام صوتی، زنی که خود را فاطمه معرفی می‌کند و می‌گوید پدرش از فرماندهان بلند پایه است و زمانی که برای شرکت در اعتراضات از خانه خارج شده او را مورد ضرب‌ و شتم قرار داده است. او مدعی شد که مقامات حکومتی چمدان‌هایی پر از دلار و گذرنامه‌های جعلی را برای فرار آماده کرده‌اند.

این اعتراضات تنها واکنشی به دهه‌ها سرکوب حکومت روحانیان، به‌ویژه در حوزه حقوق زنان نیست، بلکه بازتاب فروپاشی اقتصادی عمیق نیز هست؛ فروپاشی‌ای که بر اثر فساد ساختاری و انزوای بین‌المللی تشدید شده و تمامی کسانی را که جزو بدنه‌ی حاکمیت نیستند، در بر مى‌گیرد.

صبا لطیفی گفت:«من در یکی از بهترین مدارس غیرانتفاعی اصفهان درس خواندم و حتی یک نفر از همکلاسى‌هایم شغل ندارد. آن‌ها تمام روز یا در خیابان‌ها پرسه می‌زنند یا تلویزیون تماشا می‌کنند. همه به‌ شدت افسرده‌اند.»

امید شمس، نویسنده‌ ایرانی و فعال حقوق بشر در تبعید در لندن، گفت: «ترس از میان رفته است بخشی به‌ دلیل جنگ دوازده‌ روزه با اسرائیل در ژوئن گذشته، زمانی که مردم دیدند حکومت شکست‌ناپذیر نیست، و بخشی دیگر به این سبب که مردم دیگر امیدی ندارند. یا باید به خیابان رفت و جان داد، یا در خانه ماند و آرام‌آرام مرد.»

یک رمان‌‎نویس، پیش از آن‌ که برای شرکت در اعتراضات از خانه خارج شود، با وجود آن‌ که در دور پیشین نیز زندانی شده بود، در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده است.»

پاراستا گفت که او نیز همین وضعیت را مشاهده می‌کند و افزود: «هنوز حدود ۴۰ بیمار دارم که در جریان اعتراضات قبلی آن‌ها را به آلمان منتقل کردیم و من جراحی‌شان کرده‌ام، اما با وجود آن‌که می‌دانند در فرودگاه بازداشت خواهند شد، می‌خواهند به ایران بازگردند. پزشکانی که در داخل کشور با آنان در تماس هستم نیز می‌گویند مجروحانی که درمان می‌کنند، خواهان بازگشت هستند.»

در حال حاضر، خیابان‌ها تقریبا خالی است. به گفته شمس، برخی از معترضان ممکن است برای تجدید سازمان موقتا عقب‌نشینى کرده باشند، اما در عین حال ناامیدی گسترده‌ای نیز وجود دارد؛ چرا که وعده دونالد ترامپ در هفته گذشته مبنی بر این‌ که «کمک در راه است»، هنوز عملی نشده است.

در عوض، ترامپ روز پنجشنبه از حکومت ایران به دلیل اجرا نکردن ۸۰۰ اعدام قدردانی کرد. او در شبکه اجتماعی «Truth Social» نوشت: «من احترام زیادی قائلم به این واقعیت که تمامی اعدام‌های برنامه‌ریزى شده، که قرار بود دیروز انجام شود (بیش از ۸۰۰ مورد)، توسط رهبری ایران لغو شده است. متشکرم!»

منشاء رقم ۸۰۰ مشخص نیست و روشن نیست این عدد بر چه اساسی مطرح شده است.

معترضان امیدوارند که این موضع‌‌گیرى تنها نوعی فریب از سوی رئیس‌ جمهورِ غیرقابل پیش‌بینى ایالات متحده باشد. شمس گفت: «این خیزش بدون سلاح است و افراد اندکی باور دارند که بدون کمک خارجی بتواند به تغییر منجر شود.»

او افزود: «اگر این کمک نرسد، از آنچه ممکن است رخ دهد بیم دارم.»

روز جمعه، شاهزاده رضا پهلوی در فراخوانی علنی از ایالات متحده خواست تا برای سرنگونی رژیم، «حملات جراحی» علیه اهداف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام دهد.

او گفت: «مسئله این نیست که آیا این رژیم سقوط می‌کند یا نه، بلکه این است که چه زمانی.»

اگر تغییری رخ دهد، برای یاسین میرزایی، ۲۸ ساله، بسیار دیر خواهد بود. جوانی که برای تعطیلات از دانشگاهش در ایتالیا به ایران بازگشته بود و خود را برای مصاحبه در سفارت بریتانیا در تهران آماده می‌کرد، در آستانه آغاز دوره دکتری مهندسی سازه در دانشگاه بریستول.

به گفته بهمن میرزایی، عموى او، یاسین در شامگاه ۸ ژانویه – یک شب پیش از موعد مصاحبه‌اش – برای نخستین‌بار به همراه دوستانش در یک تجمع اعتراضی ضد‌حکومتى در شهر کرمانشاه در غرب ایران شرکت کرد.

نیروهای امنیتی با شلیک مهمات جنگی به سوی جمعیت، دست‌ کم پنج نفر را کشتند که یاسین نیز در میان آنان بود.

میرزایی که از ترکیه سخن می‌گفت، افزود: «او را از ناحیه سر هدف قرار دادند و همان‌ جا جان باخت.»

وى افزود:«پس از آن، کسی از ایران با من تماس گرفت و گفت پیش از آن‌ که یاسین از خانه بیرون برود، گویی می‌دانسته ممکن است کشته شود. او گفته بود: «اگر مرا کشتند، به همه بگویید در راه آزادی شهید شدم.»

منبع: ساندى تایمز
نویسنده: کریستینا لمب
ترجمه: کیهان لندن