اما دریغا و دردا که کاربدستان ناشایست و ناآگاه در جمهوری اسلامی دهههاست، که با اندیشههایی فرهنگ ستیز و واپسگرا، با شادمانی جمعی و نماد های ملی به گونه هایی نادرست برخورد کرده اند، که شاهد یکی از نتایج تاسف بار آن در رخدادهای اخیر ارومیه بوده ایم. نخست آن که نوروز به هیچ صنف و طبقه و گروهی تعلق ندارد و شهروندان ایران همگی آزادند بر اساس سنت مالوف خود به نکوداشت آن بپردازند. دوم آن که جشن در خدمت همبستگی و همدلیهاست، از خانواده تا عرصهی ملی.
طبیعتا آیینها و مراسم آنها، روح فرهنگِ خاستگاهشان را با خویش دارند. فرهنگ ایران در تاریخ باستان، که نوروز از آنجا سرچشمه میگیرد، منادی احترام به حقوق انسانها و ترویج مهر بودهاست. عظمت این جشن آنگونه است، که نژادپرست خودکامهی متجاوزی چون اردوغان مدعی این کهن جشن می شود و بی شرمانه دروغپرداز پدرانگی برای تبریز میگردد. او از ضعفهای ساختار سیاسی جمهوری آذربایجان و بحران سوریه نهایت سوء استفاده را برای مداخلهجویی و پیگیری توهم احیای آرمان پانتورانیسم فاشیستهای ترک در دیگر کشورها انجام دادهاست. وی در جنگ ۴۴ روزه قره باغ در سال ۲۰۲۰ و بحران دالان زنگزور، اندیشههای خطرناک نژاد پرستانهی خود را، که الهام گرفته از اندیشههایی است که در سال های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ به نسل کشی ارامنه انجامید، به نمایش گذاشت.
افسوس بسیارکه فردی بیمایه در تفکر اجتماعی و فاقد حداقل توان اندیشیدن که نماینده مجلس فرمایشی اسلامی بوده، با اوباشیگری و لاتمسلکی، به بهانهی مراسم عزاداری با گروهی دیگر از صاحب منصبان جاهل و خائن، در آغاز عید نوروز فاجعهای را رقم زد، که دشمنان این ملک و ملت از انجامش ناتوان بودند. او گویا در قامت نماینده ی گرگهای خاکستری و فاشیستهای نوین حزب حرکت ملی ترکیه، بساط کشیدن زوزه گرگ را در شهر فرهنگ پرور ارومیه به راه میاندازد و فریب خوردگان ناآگاهی را با خویش همراه میسازد، آن هم در شهری که در طول تاریخ افتخارات بزرگی را برای ایران به ارمغان آوردهاست و نمادی کم مانند برای تکثرگرایی فرهنگی و دینی بوده و بازتابگر روا داری و مدارای فرهنگی به شمار میرفتهاست.
نماد این فرهنگ هرگز گرگی و درنده خویی نبودهاست، خداوندان سخن در تاریخ این حوزه ی تمدنی بودهاند، که کلام آفریدهاند و چون سخن داشتهاند و گرگ صفت نبودهاند، زوزه گرگ نکشیدهاند. این جاهل خائن سال ها صاحب مسند و قدرت و امکانات از بیتالمال این مملکت بودهاست.
شورای انتصابی نگهبان که شریفترین و فاضلترین فرزندان ایران را از شرکت در انتخابات به پشتوانهی قدرتی نامردمی قریب چهاردهه محروم ساختهاست، چنین کسی را در انتصابات فرمایشی به مجلس می برده است، تا برای کشور با چنین پیشینه و اعتباری قانون گذاری کند. فعالیتش حمله فیزیکی به خبرنگار در مجلس و سر دادن شعارهای مبتذل بوده است. هرچند رخداد پایان اسفند در ارومیه از جهت طرح برخی شعارها قابل نقد باشد، اما واکنشی فاشیستی به بهانه مذهب بالاترین خیانتی است که می توانست توسط کسانی چون آن عمال لمپن وابسته به حکومت صورت گیرد، و جالب تر آن که در حاشیه امن سیاسی قرار داشته باشند.
رد پای حکومت، از در دست گرفتن باشگاه هایی توسط مقامات نظامی پیشین تا برگزاری چنین مراسمی، برای تنشآفرینی در مناطق مختلف ایران، قابل تامل و توجه است. در زمانهای که حاکمیت بی کفایت از عهدهی سادهترین امور مملکت داری بر نمی آید و فقر گسترده بر ملت تحمیل شده است و عوارضی چون نا امنی و سقوط رفاه حداقلی خانواده ها را در پی دارد و آزادی های مشروع سرکوب می شود و چهره های آزادیخواه و میهن گرا زیر فشار سنگین بوده یا در زندان به سر می برند و در عرصه ی بین الملل اعتبار ایران مخدوش گردیده، حاکمان نابخرد نه تنها سرمایه ملی و اعتبار کشور را برای ماجراجویی هایی جاهلانه و خائنانه به باد فنا سپرده اند، بلکه با عدم اتخاذ دیپلماسی مبتنی بر منافع ملی، کشور را در بحران های خانمانسوزی گرفتار ساخته اند.
جبهه ی ملی ایران در این شرایط، همبستگی ملی و هم اندیشی و هم کوشی اندیشمندان و گروه ها و اقشار مختلف ملت را ضرورتی تاریخی می داند، تا دوشادوش یکدیگر بدون هیچ تبعیضی با هر آیین و فرهنگ و پیشینه ای، به عنوان شهروندان محق این آب و خاک ، در برابر استبداد و خودکامگی داخلی و نیز سلطه جویی برخی کشورهای تعدی طلب بایستند. این ایستادگی شهروند-محور مستبدان خودکامه را به وحشت می افکند، چرا که حکومت در برابر آنان مکلف به ادای حقوق شهروندیشان است، که مهمترینش نقش آفرینی مستقیم در سرنوشت سیاسی کشور است و صاحبان قدرت نامشروع با چنین جریان سازی هایی سعی در مخدوش سازی این حرکت ملی دارند، اما به یقین شهروندان آزاده ی این سرزمین، هوشمندانه و مسئولانه برای استقرار حاکمیت ملت می کوشند، دیگر سان بودن آداب وسنن یکدیگر را به رسمیت می شناسند و تعامل بین فرهنگی را موجب شکوفایی و پویایی کشور بر می شمرند، با درک و احترام متقابل و برابر ، از حذف دیگری و از هم گریزی اجتناب می ورزند، در عین حال که دیگری فرهنگی را جایگاهی ارزنده می بخشند.
هیات رهبری اجرائی جبهه ملی ایران
تهران – هفتم فروردین ماه ۱۴۰۴