گرامی باد هشتم مارس، روز جهانی زنان
آزادی و برابری دیگر نه یک رؤیا، که بخشی از زیست روزمرهی زنانِ سرزمین ما شده است که در دانشگاهها، محیطهای کاری، در ورزش، سینما، ادبیات، موسیقی، رقص، خوانندگی و حتی در خانواده و خیابان به شکلهای گوناگون رخ مینماید. هر چه بیشتر بر حقوق مدنی و آزادیهای سیاسی و اجتماعی زنان سد زده میشود، از آنسو مقاومت روزمرهی زنان بیش از پیش و گام به گام آن را عقب میراند تا آنجا که در سالهای اخیر مبارزهی زنان با حاکمیت، برای تمامی گروههای آزادیخواه و برابریخواه، اسم رمز آزادی شده است تا اثبات بیش از پیش این قول معروف باشد که «معیار آزادی یک جامعه، آزادی زنان آن جامعه است.»
نماد سلطهی حاکمیت از ابتدای تأسیس، تحمیل حجاب به زنان بود و با این ابزار سعی در بیرون راندن آنان از عرصهی اجتماع داشت. حجاب پیش از هر چیز زنان شاغل را که در کارخانهها، ادارات، بیمارستانها، مدارس و دانشگاهها و... مشغول کار بودند هدف گرفت و ذرهذره دامنهی این تحمیل را به کوچه و خیابان هم رساند.
ناامنی فضاهای عمومی برای زنان در نظام مردسالار با قوانین زنستیزانهی حکومتی دست به دست هم داده است تا جایی که در یک سال گذشته، همچون سالهای پیش از آن، با بازداشت، از کار بیکارکردن، تهدید و ممنوعالخروجی فعالان زن سعی در خاموش کردن صدای زنان داشته است. همچنان که کوشید با تصویب طرحی موسوم به «حجاب و عفاف»، حجاب اجباری را در محدودهی قانون تعریف کند تا شاید از این طریق محملی برای تحمیل بیش از پیش حجاب بیابد اما مقاومت پرشور زنان مانع از ابلاغ آن شد و قانونی که این همه در بوق و کرنا کرده بودند، همچنان روی دست حاکمیت باقی ماند.
هنوز هم در عرصهی اجتماعی پوشش زنان کنترل میشود و حاکمیت خواستهی خود را بر زنان تحمیل میکند اما زنان خیابانها را از آن خود کردهاند و با مقاومتی مثالزدنی نمونهی اعلایی از حقخواهی را به نمایش گذاشتهاند. در مقابله با اختیارِ پوشش زنان، حاکمیت از هیچ حربهای فروگذار نکرد؛ طبقاتی کردن امر حجاب، قرار دادن زنان در تنگنای اقتصادی بهخاطر نوع پوشش، عدم مجازات آزارگران جنسی و عدم حمایت از زنان در خشونتهای خانگی، تا آنجا پیش رفت که هر روز اخبار تازهای از زنکشی با نام نادرست «قتل ناموسی» منتشر میشود. اخراج زنان مخالفِ اجبارِ حجاب از عرصههای هنری همچون سینما، تئاتر، موسیقی یا حتی اخراج از آموزش و پرورش و... از دیگر دستاندازهایی است که حاکمیت سعی دارد با آن خواستهی زنان را در آزادی و برابریخواهی خاموش کند؛ امری که تاکنون موفق نشده است.
زنان نه تنها خواهان پوشش اختیاری ــــ جلوهای از واقعیت آزادی و حق زن بر بدن خویش ــــ هستند که خواهان برابری در تمامی عرصههای حقوقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادیاند. دستمزدهای پایین زنان کارگر، عدم دستیابی زنان به سطوح بالای مدیریتی، نابرابری در مسائل حقوقی خانواده همچون حق ارث، طلاق، حضانت فرزندان، مقابله با کودکهمسری همه و همه خواستههایی است که زنان در پی دستیابی آنند. جنبش رهایی زن عرصهی دائمی نبرد زنان با آپارتاید جنسی به جنبشی چنان قدرتمند تبدیل شده است که رهایی زن وزنهای مهم در اوضاع سیاسی ایران به شمار میآید.
کانون نویسندگان ایران ضمن گرامیداشت هشتم مارس، خواهان آزادی و برابری زنان با مردان در تمامی عرصههای حقوقی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی است و با تأکید بر تشکلیابی جنبشهای زنان، بر این باوراست که با تحقق «آزادی بیان بیهیچ حصر و استثنا برای همگان»، دستیابی به آزادی و حقوق برابرانهی زنان میسر خواهد شد.
کانون نویسندگان ایران
۱۷ اسفند ۱۴۰۳