به پیش اهل جهان محترم بود آنکس // که داشت از دل و جان احترام آزادی



چهارشنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۸۹

    دکتر مهدی مویدزاده
 قانون واراده ملت


(قانون اساسی محترم است . ولی اراده ملت که آفریننده قانون اساسی است ،از هر میثاقی مقدس تر است. )از سخنان دکتر محمد مصدق
ماههای تیر ومرداد درتاریخ مبارزات ضداستبدادی وضداستعماری ملت ایران یادآورروزهای تلخ وشیرینی است . سی ام تیرماه 1331قیام ملی و28 مرداد1332 کودتای ننگین انگلیسی امریکائی وروسی به کمک عوامل وابسته داخلی جهت مقابله با نهضت ملی ایران بود، دوروز شیرین وتلخی است که در تاریخ جنبشهای آزادیخواهانه مردم ایران به ثبت رسیده است.
 روزنامه شرق درتاریخ 20/5/89درآخرین صفحه، نوشته ای را از خانم سوسن شریعتی که بانویی صاحب نظردرمسائل سیاسی واجتماعی است منتشر ساخت .دراین مقاله فهرست وار به اقدامات زنده یاد دکتر مصدق پرداخته وسی ام تیرماه 1331 را آغاز رادیکالیزم درسیاست دولت دکتر مصدق دانسته وسئوالی مطرح نموده است که قانون واراده ملت در دیدگاه دکتر مصدق کدام جایگاه بالاتری را داشته اند ؟نویسنده با اشاره ای نه چندان شفاف خروج دکتر مصدق را از قالب های قانونی دلیلی برعدم موفقیتش از سی تیر 31 تا 28 مرداد32 به شمار آورده است . در سراغاز این نوشتارجملاتی راملاحطه میفرمائیدا که نشان دهنده دیدگاههای دکترمصدق میباشد. درجملات فوق الذکربنحوی همه جانبه از نظر دکتر مصدق درمورد قانون واراده ملی میتوان مطلع گردید ،اوقانون اساسی را که مادر دیگرقوانین کشوراست محترم میدارد ،ولی اراده ملت را که آفریننده قانون اساسی است ازهر میثاقی مقدس تر می شمارد. ازنخست وزیری دکتر مصدق تا امروزبیش از صدها پژوهش ومقاله وکتاب درباره اندیشه های دکتر مصدق انتشار یافته ونکات تاریک درآن چه که دکتر مصدق کرده است بسیار ناچیزمیباشد .سخنان دکتر مصدق دربیدادگاههای نظامی ودفاعیات اودردیوانعالی کشوروهمچنین در کتاب خاطرات وتالمات بویژه بخشی که درپاسخ به اتهامات وارده ازسوی محمدرضاشا ه است به روشنی آنچه را که می اندیشیده بیان داشته است .چندین کتاب که از سوی یاران نزدیک دکتر مصدق باعنوان خاطرات به رشته تحریر درآمده است که شناخت تفکرات دکتر مصدق رابرای پژوهندگان سهل وآسان میسازد.دردوره نخست وزیری دکتر مصدق مصادیق متعددی برای شناخت نظریات اودرباره قانون واراده ملت یافت میشود .قبل از نخست وزیری وایامی که نمایندگی مجلس شورای ملی را بعهده داشت قانونگرائی او با حمایت از طرحهای قانونی عدم واگذاری امتیاز نفت درسراسر ایران به بیگانگان،درحالیکه اشغالگران روسی خواستار موازنه مثبت وگرفتن امتیاز نفت در شمال ایران به بهانه امتیاز شرکت بریتیش پترولیوم که انگلیسی بود از طرحهای قانونی جنجال برانگیزی بود که منافع ملت ایران را تامین میکرد وسپس پای فشردن براجرای دقیق قانون ملی شدن نفت در سراسر کشور حکایت از پایبندی اوبه قانون داشت تاحقوق ملت درآن قوانین کاملا رعایت شود ویا وقتی با رضاخان که بازیرپا گذاشتن قوانین اساسی واصول مشروطه بجای سلطنت وشاه غیرمسئول بودن به دیکتاتوری روی نهاد، بمبارزه برخاست واساس تیرگی روابط دکتر مصدق ومحمدرضاشاه از آغازچیزی جز تاکید دکتر مصدق براجرای قانون اساسی نبوددرمییابیم که مصدق قانونگرابودوازقوانینی که سود ملت درآن بود باسرسختی حمایت میکرد . اما مخا لفین راه مصدق اورا متهم میکنند که بعداز قیام ملی سی ام تیراز قانونگرائی فاصله گرفته است .توطئه ها وتحریکات داخلی وخارج به بهانه فوریت قائل شدن برای مجازات قوام ومصادره اموال اوازطرف آیت الله کاشانی ودکتر بقائی وحسین مکی دراندک زمانی پس از سی تیر سی ویک شروع گردید .آیت الله کاشانی ودکتر مظفر بقائی ودیگر کسانیکه تا شامگاه سی تیر مصدق را یاری میکردند وسپس بسرعت راه خویش جدا کرده وبه کژراهه رفتند ،پس از تصویب طرح قانونی مصادره اموال قوام درمجلس هفدهم فشار بردکتر مصدق را فزونی بخشیدند که عامل اصلی کشتار مردم درسی تیرشخص قوام السلطنه بوده است واورا مفسد فی العرض میگفتند،اما دکتر مصدق در این مورد قاطعیت نشان نمیداد زیرا براومسلم شده بود که قوام آمر اصلی نبوده است .کمیسیون تحقیق در دادگستری که ریاست آنرا روانشاد آقای علی اشرف منوچهری معاون وزارت دادگستری بعهده داشت به دکتر مصدق اسناد معتبری را عرضه کرده بود که کشتار سی تیر سی ویک به دستور مستقیم شاه در تمام کشور انجام شده واگر تحت تاثیر جوی که درباریان ویاران جدیدآنان آیت الله کاشانی ودکتر بقائی براه انداخته اند اقدامی شود فقط بمنظور منزه کردن جنایتکار اصلی است وبرای تبرئه شاه است .دکتر مصدق این تهمت عدم اجرای قانون را به عهده گرفت ولی واقعیت را محترم شمرد .(درسال 1358 که مرحوم علی اشرف خان منوچهری عضوشورای مرکزی جبهه ملی ومسئول تشکیلات کل جبهه ملی ایران بودند ازایشان درباره نتایج تحقیق کمیسیون سی تیر را جویا شدم ایشان مفصل نتایج را برشمرد واضافه کرد که اعضاء کمیسیون شخص شاه را آمر دانستند ولذا شاه هیچگاه اجازه انتشار اسناد ومدارک تحقیقات انجام شده را نداد.)شرح ماجرائی که بیانگر قانونگرایی دکتر مصدق است میتواندبجاباشد.زنده یاد اصغر پارسا که جوانترین نماینده مجلس شورای ملی ومشاورومترجم اسناد محرمانه بزبان انگلیسی به دستور مستقیم دکتر مصدق بودو درسفر به سازمان ملل نیز دکترمصدق را همراهی میکرد ، درکتاب خاطرات خویش مینویسد :درکمیسیون دادگستری مجلس گزارش توطئه قتل افشار طوس رئیس شهربانی مقتدر دکتر مصدق مطرح بود ،تاپس از رسیدگی درباره سلب مصونیت پارلمانی دکتر بقائی که یکی از متهمین پرونده بود تصمیم گرفته شود درگزارش نوشته شده بود که حسین خطیبی یکی دیگر از متهمین بعداز دو ضربه شلاق به جرم خود اعتراف کرده است .اصغر پارسا می نویسد من بعلت گرفتن اعتراف پس از دوضربه شلاق اعترافات را قانونی ندانستم وپس از توضیحات من دراین مرحله لغومصونیت پارلمانی دکتر بقائی تصویب نشد وبه تعویق افتاد .تنی چند از یاران مصدق به من اعتراض کردند که درست است اعتراف قانونی نبوده اما تصویب سریع آن خواست دکتر مصدق است .پارسا مینویسد جلسه تمام شد وبه خانه آمدم ، تلفن صداکرد ، تلفن را برداشتم دیدم دکتر مصدق است .بعداز سلام گفت (هان تورک اوغلی) (توضیح آنکه وقتی دکتر مصدق سرحال بود به بنده تورک اوغلی میگفت ،ایشان یک کمی ترکی میدانست ولی با لهجه تورکی ده احمدآباد..)از موضوع جلسه پرسید.گفتم که آقای دکتر مصدق بگذارید من تفصیلش را عرض بکنم .حقیقتش اینست که من قناعت وجدانی پیدا نکردم .متهمی که یک کشیده خورد باشد یا دوتا ضربه شلاق من آن اقرار اورا قانونی نمیدانم .این است که من به حکم وجدانم موافقت نکردم .دکتر مصدق گفت : آفرین خیلی خوب کاری کردی،هیچ کاری بهتر ازاین نیست که انسان تابع حق ووجدان خود باشد . درمجلس رفقا همه انتظار داشتند که دکتر مصدق به این مناسبت به بنده عتاب وخطاب کند ولی آن بزرگور انصافا هیچ نگفتند .(از صفحه122کتاب فرزند خصال خویشتن ، خاطراتی از نهضت ملی نوشته اصغر پارسا) . انگلستان با نفوذی از دیرگاه در حزب توده داشت صحنه هایی می آفرید که امریکا کاملا قانع شود که اگر دکتر مصدق در نخست وزیری باقی بماند ،کشور ایران به اردوگاه کمونیسم خواهد پیوست.دکتر مصدق بارها به نقش توده ای نفتی ها (اصطلاحی که درآن ایام به جناح انگیسی حزب توده میگفتند ) در ایجاد اغتشاش درروزهایی چون هشت فروردین 1331وبیست وسوم تیر ماه همانسال اشاره کرده بود.دکتر مصدق در گفتگوبا ملت ایران حقایق را بازگومیکرد .بخشی ازشخصیت والای دکتر مصدق راستگوبودن اوبود .دکتر مصدق هرگز بملت ایران دروغ نگفت .کاریکه سیاست پیشه گان در گذشته وحال بسیار می کنند . آ یا با ملت بودن دکتر مصدق ،دردهای جامعه را شناختن وریشه های همه دردها را استبدادداخلی واستعمار خارجی دانستن به قانون های مردمی واراده ملت صمیمانه اعتقاد داشتن آیا از اشتباهات یک رهبر سیاسی است ؟ .خانم شریعتی سئوالی دارندکه ،آیامصدق میدانست درپشت پرده چه میگذرد؟ اسناد ومدارک متعددی امروزه انتشاریافته گواه برآنست که دکتر مصدق از بسیاری از برنامه ها وتوطئه های داخلی وخارجی آگاه بو ده است و اوتا حدتوان با آنها بمقابله می پرداخت.نامه آیزنهاور به دکتر مصدق ،گزارش مفصل اللهیار صالح سفیر ایران در امریکا به دکتر مصدق بصراحت تلاش همه جانبه امریکا وانگلیس را برای برکناری دکتر مصدق آشکار میساخت ،درگذشت استالین هم زمینه کود تارا آماده تر نمود.صحنه گردانهای خیابانها، لمپن ها که با حمله به محل احزاب ودفاترروزنامه ها مراکز اجتماع مردم را ویران کردند ودردست گرفتند .ودرپشت سرآنها ارتش وپلیس است که کودتا را به انجام میرسانند وسرلشگرزاهدی سوار برتانگ به خیابانهامیرود وبااشغال نظامی مراکز دولتی کودتا موفق میشود.وبه همه جهان اعلام میکنند که شاه مصدق را عزل کرده ونخست وزیری زاهدی قانونی است . دراینجا پرسشی چند مطرح است .آیاعزل مصدق قانونی بود؟دکتر مصدق عزل رانپذیرفت چون خلاف قانون اساسی واصول مشروطیت بود .سئوال دیگر آنکه آیا شاه میتوانست مجلس را قانونی منحل کند ؟بلی میتوانست ،چون اختیار انحلال مجلس شورای ملی را مجلس موسسان سال 1328با اضافه کردن اصلی به قانون اساسی به شاه داده بود .دکتر مصدق در هر دومورد از حدود قانون فراتر نرفت .دکتر مصدق میدانست که اگر با استیضاح مجلس برکنار شود در افکار عمومی مردم جهان قانونا شکست خورده بودوومجلس شه ساخته نخست وزیر دیگر را بجای مصدق میاورد .ولی نذیرفتن نماینده کودتا چیان وکودتای روز 28 مردادکودتاچیان را متجاوز بحقوق قانونی ملت ایران نشان داد که دولت قانونی ایران را سرنگون ورهبران آنرا زندان کرده است .امابرای انحلال مجلس وگرفتن رای اعتماد از ملت رفراندم اجتناب ناپذیر بود .آیااگردکتر مصدق مجلس را به اراده ملت منحل نمیکرد طرح کودتای امریکائی انگلیسی روسی انجام نمی شد ؟ آیا اگررفراندم نمیشد مجلس 17میتوانست مانع سقوط دولت دکتر مصدق شود؟ تردیدی نیست که شاه همان گونه که فرمان غیرقانونی عزل مصدق را صادر کردمجلس را منحل میکرد . شاهی که آراء دومیلیون چهارصد هزار نفر را در حمایت دکتر مصدق نادیده گرفت با 40 نماینده مجلس هفدهم که بعضی بموجب اسناد منتشر شده امریکا درسالهای بعددچار تردید شده بودند وبنظر محافل آمریکائی وانگلیسی به یاران شاه می پیوستندچه رفتاری در پیش میگرفت؟ دردوران نخست وزیری دکتر مصدق اوبرقوانینی پافشاری میکرد که منافع ملت درآن بود وهرکجا قانو ن را سدراه آزادی ودمکراسی میدید به اراده ملت بسوی هدفهای ملی گام برمیداشت .بنظر میرسد پرسش قانون یا اراده ملی سئوال کاملی نباشد .قانون برای ملت همان ارج نهادن به اراده ملت است .دکترمصدق هیچگاه هدفها را از وسائل نیل به آن هدفها جدا نمیدانست.می گفت قانون بایددرراه حفظ مصالح ومنافع ملت باشد . حکومت قانونی برگزیده ملت قوانینی را باید اجرا کند که حقوق اساسی وانسانی ملت درآن ملحوظ شده باشد وگر جز این باشد،ضروری است که با تکیه به اراده ملت قوانین تغییر کند .قانونی که به اراده ملت شکل گرفته است در راستای منافع ملی است .دکتر مصدق براین باور بود که قانون برای مردم واراده مردم سازنده قانون است ومصدق در دوران کوتاه نخست وزیری اش به قانون واراده ملت پای بند بود
بیست وپنج مرداد 1389