به پیش اهل جهان محترم بود آنکس // که داشت از دل و جان احترام آزادی



پنجشنبه، آذر ۲۵، ۱۳۹۵

لاریجانی ها چگونه به قدرت رسیدند؟


رضا علوی
این روزها، با ر دیگر، نام لاریجانی ها بر سر زبان ها افتاده است. مناسبات خمینی و آیت الله میرزا هاشم آملی پدر لاریجانی ها، در نجف و قم، چگونه بوده است ؟ اقازادگی و بازی بز رگان در بیت چگونه است ؟ چرا لاریجانی ها در دوران خامنه ای به مردان قدرتمند حکومت اسلامی بدل گشتند. و ..... در این نوشتار، نیم نگاهی به این ملاحظات می پردازم.
"لاریجانی ها"؛ مردانی برای تمام فصول
از مافیای خانواده های پرقدرت در ایران، آقازاده های آیت الله میرزا هاشم آملی لاریجانی، مردان همیشه در صحنه بوده اند. گاهی همچون راسپوتین در سایه و حاشیه مانده اند و پاره ای اوقات، در جلوصحنه خودنمایی کرده اند.
برادران لاریجانی، بازی بزرگان را در بیت ابوی میرزا هاشم آملی، به خوبی آموختند. مردانی هستند برای تمام فصول. می دانند که چگونه باید نان یزید را خورد و مدح عمر را کرد. می توانند نماز صبح را پشت سر علی بخوانند و شباهنگام بر سفره معاویه لقمه بگیرند. در صورت ضرورت، در اوایل انقلاب، سر قبر دکتر مصدق می رفتند و یک فاتحه آبکی می خواندند و شامگاه در راه بازگشت به خانه، با نوحه های "برادر حاج آهنگران" در "مزار مطهر" به سر و رویشان می کوبیدند. آقازاده های میرزا هاشم آملی، از همان ابتدا سوراخ دعا را یافتند ؛ به دستبوس آقا می رفتند و دو زانو می نشستند و تسبیح شاه مقصود ی را می گرداندند تا دل حضرات را به دست آورند.
از پنج برادر، فقط شیخ صادق راه پدر را در پیش گرفت، چهار برادر دیگر از طایفه فکلیون شدند و حتی در فرنگستان هم درس خواندند. هر پنج برادر، در زندگی خود را لیبرال مسلک و در اخلاق درویش مشرب می دانند، اما در همان روز نقش “حسنک وزیر” را بازی می کنند و روز بعد در محاکمه “ابوسهل زوزنی” شرکت می کنند. به قول “رومن ولارد” آنان “در آغوش نور چون کارتنکی حواری وار سرگرم بافتن هستند.”
سه برادر بزرگتر، "نعل زنی و میخ کوبی" را به خوبی آموختند.
تبار شناسی لاریجانی ها
آیت الله میرزا هاشم آملی، از میانه دوران فرمان روایی رضا شاه در سال ۱۳۱۱ تا اوایل دهه ۴۰ خورشدی را در نجف گذراند، اما، بین نجف و قم، در آمد و رفت بود. بزرگترین فرزندش دختر و سپس پنج فرزند پسر. محمد جواد ( متولد ١٣٣۰ )، علی (متولد ١٣٣٦ ) و شیخ صادق ( متولد ۱۳۳۹) در شهر نجف در عراق به دنیا آمدند. برادران جوانتر باقر و فاضل متولد قم هستند .
پس از تبعید خمینی به نجف، میرزاهاشم و روح الله یار گرمابه و رفیق گلستان شدند. اما باز هم، میرزا هاشم پل های پشت خود را خراب نکرد و یک پایش در قم بود و پای د یگرش در نجف. بنابر این پلی که بین نجف، قم و مازندران زده شد، در آینده به ثمر رسید: شیخ صادق از مازندران در سال ۱۳۷۷ نماینده دوره سوم مجلس خبرگان شد. علی لاریجانی از قم نماینده مجلس اسلامی هشتم شد. شهر نجف و همراهی با خمینی باعث شد که تمام برادران در آب نمک بخوابند و در این چنین روزی بازی بزرگان حکومت اسلامی را به پیش ببرند .
آیت الله میرزا هاشم آملی ( زاده ۱۲۷۶، یا ۹ سال پیش از انقلاب مشروطیت )، پدر لاریجانی ها، در سال ۱۳۷۱، در سن ۹۵ سالگی فوت کرد .
شواهدی موجود است که پس از باز گشت خمینی به ایران در سال ۱۳۵۷، مناسبات میرزا هاشم و خمینی روی به تیرگی گراییده است و نقل قول های نیمه معتبر موجود است دال بر اینکه میرزا هاشم از خمینی انتقاد می کرده و گویا خمینی در جایی گفته است که به فرزندان میرزا هاشم مقام بزرگی واگذار نکنید. با رهبر شدن خامنه ای، شرایط به قدرت خزیدن برای فرزندان میزا هاشم مهیا شد و یکشبه ره صد ساله را طی کردند. بسیارآنی از قدرتمندان و نفرات درجه یک دوره خمینی در دوران رهبر نو پا حذف شدند ( مانند یوسف صانعی، موسوی اردبیلی، میر حسین موسوی، منتظری و ....) و افراد درجه دو (- مانند لاریجانی ها و .....-) به افراد درجه یک تبدیل شدند. بیت خامنه ای، زمینه و بستر را برای خزیدن فرزندان میرزا هاشم به مقامات عا لیه فراهم نمود.
آخوندزاده فکلی
علی لاریجانی، روحانی زاده غیر مجتهد، به دلیل نزدیکی به بیت روحانیت، بازی بزرگان را تند و تیز آموخت و از سرچشمه نوشید و آب گوارای آن به دهن وی مزه کرد. در همان ابتدا، داماد آیت الله مطهری شد و میخ را کوبید و هم از آخور خورد و هم از توبره. هم رابطه سببی و هم رابطه نسبی با الیگارشی روحانیت پیدا کرد و سریعاً حق صلاحیت ورود به حوزه سیاست را یافت. هرچند که این آقا زاده دو نبشه (سببی و نسبی) در دوره خمینی، پیشروی وی به ستاد قدرت، به آرامی پیش می رفت، اما در دوره خامنه ای بصورت جهشی حرکت کرد.
از این گونه خانواده ها که به علت رابطه سببی و نسبی با روحانیت، پله های سیاست را سریع طی کردند فراوان داریم ؛ همچون خانواده خاتمی، هاشمی و …. پس از دفع خانواده هاشمی از صدا و سیما، جواد لاریجانی، به مدت دو روز مسئول صدا و سیما شد و سپس هدایت این رسانه غیر ملی به مدت ۱۰ سال در دستان علی لاریجانی افتاد. علی به تازگی از اطلاعات سپاه وارد صدا و سیما شده بود که یک اتحاد مقدس بین صدا و سیما و اطلاعات و امنیت پایه ریزی کرد. سپس جانشین اش حاج ضرغام، این امر خطیر را به پیش برد. صدا و سیما، جایگاهی برای هر دو برادر ـ علی و جواد ـ شد، که نام هر دو بر سر زبانها افتد و علی لاریجانی سودای ریاست جمهوری را در اندیشه و خیالات خود پرورش دهد و جواد لاریجانی به عنوان مفسر سیاسی و تئوریسین و استراتژیست مطرح شود. حضور مستمر محمدجواد لاریجانی در تلویزیون به عنوان تهیه کننده، نویسنده، اجراکننده و مصاحبه شونده، صدای همه را درآورد و مقامات بلندپایه نظام و اصلاح طلبان، معترض سوءاستفاده دو برادر از تلویزیون شدند.
برنامه های کذایی کنفرانس برلین، "نیمه پنهان "حسین شریعتمداری و حسن شایانفر، “چراغ” روح الله حسینیان و "هویت " در این دهه به نمایش گذاشته شد.
بعدها علی لاریجانی دبیر امنیت ملی شد. تخصص وی در” به میخ زدن و به نعل کوبیدن “است. اپورتونیست راستی است که همسو با باد حرکت می کند و مهارت و زیرکی خاصی در وارونه جلوه دادن تاکتیک و استراتژی دارد. و هر زمانی که در باتلاقی فرو می رود، بازی را فرا گرفته و خود را به بیرون می راند. سال ها است به عنوان "الرییس المجلس ", با ادا های اعتدال گونه و اطوارهای لیبرال منشانه، پایه های حاکمیت اسلامی مطلقه فقاهتی را از تریبون مجلس، مستحکم تر و استوارتر می سازد.
استراتژیست پر مدعا
انقلاب شده بود و رای “آری یا نه” به حکومت اسلامی داده شده بود که محمدجواد لاریجانی خرامان خرامان از آمریکا به ایران بازگشت. در دوران خمینی بنا به توصیه امام! در بازی بزرگان، بازیگر درجه یک به حساب نمی آمد اما در دوران خامنه ای -و به همان دلیل وابستگی به بیت روحانیت -یک شبه ره صد ساله را طی کرد و به یک چهره نظام حکومت اسلامی بدل شد. به عنوان معاون وزیر امور خارجه علی اکبر ولایتی در دم و دستگاه دیپلماسی حکومت اسلامی مرد شماره ۲ محسوب می شد.
بنا به دستور وزارت اطلاعات و توصیه ولایتی, از وزارت امور خارجه رانده، و راهی مجلس شد و به عنوان نماینده مردم تهران و کاندیدای جامعه روحانیت، مرد شماره یک کمیسیون سیاست خارجی مجلس شد. و روز به روز مشهورتر می شد.
تنور انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری داغ شده بود و ناطق نوری به تازگی رقیبی به نام محمد خاتمی یافته بود، و قرار بر این بود که جواد لاریجانی وزیر امور خارجه ناطق نوری شود و از مرد دوم به مرد اول تبدیل شود، اما آن پیمانه ریخت و ناطق نوری راهی خانه شد و وزارت خارجه به محمد جواد لاریجانی نرسید.
اما حادثه ای دیگر برای جواد لاریجانی پیش آمد که موقعیت سیاسی او را خدشه دار کرد و خالق بحرانی شد به نام “لاری گیت”. و آن دیدار بدون اجازه جواد لاریجانی با “نیک براون” مدیر کل وزارت خارجه انگلیس بود. لاریجانی در این دیدار بحران زا خود را لیبرال معرفی کرد و مخالف گروگان گیری، اشغال سفارت آمریکا و فتوای قتل سلمان رشدی جلوه داد. تلاش های پسین لاریجانی به ثمر نرسید و هر چند که بیشتر خود را از باتلاق “لاری گیت” بیرون می کشید، بیشتر در آن فرو می رفت.
اما جواد لاریجانی همیشه خدمتگزار تغذیه تئوریک و استراتژیک جناح محافظه کار بوده است. نظریه “تفکیک مقبولیت از مشروعیت” به کمک اخوی شیخ صادق به طور رسمی در سمینارهای وزارت امور خارجه، محافظه کاران مذهبی را به فاز “اقتدارگرایی” وارد کرد و فلسفه سیاسی اصول گرایان را فرموله کرد.
او در آرزوی آن بود که “کیسینجر” حکومت اسلامی بشود اما ناکام ماند. جواد از برکت وجود دو برادر در رأس دو قوه، قواعد بازی را فرا گرفت و به منصبی رسید وتئوری های بافته شده و تحصیلات آبکی خود را در یکی ازحوزه های حکومتی به کار گرفت و از ریاست” پژوهشگاه دانشهای بنیادی!” به جایگاه معاونت حقوق بشری !! قو ه قضاییه حضرت اخوی پرتاب شد که افاضه فرمایشات اش در زمینه حقوق بشر “مرغ پخته را به خنده وامی دارد“ !!
قاضی القضات ام القرای اسلامی و پرونده زمین خواری و اختلاس
اصطلاح "ام القرای اسلامی " از ساخته های محمد جواد می باشد .
شیخ صادق لاریجانی، با وجود اینکه جوان بود، و نام حجت الاسلامی را به زور یدک می کشید، اما چون در مقابل "پروتستانیزم اسلامی" سر دعوا و مرافعه را با "هاشم آغاجری "و "سروش" آغاز کرد و "مشروعیت ولایتی فقاهتی" را ازآن الله دانست و کارآمدی حکومت را به رای مردم بستگی ندید و طرفدار حاکمیت مطلقه فقاهتی اسلامی بود، مفتی اعظم اش، سید علی خامنه ای، ۱۶ سال پیش وی را در جایگاه پرقدرت شورای نگهبان جای داد، تا آرزوها و خواسته های سید علی را به مرحله عمل درآورد .
شیخ صادق از لحاظ اندیشه اسلامی، همسو با مصباح یزدی بود و در مقابل نام فریبنده "بینش نوین اسلامی" و "پروتستانیزیست در اسلام" به مجادله و مقابله می نشست. او هم، همچون هم مسلکان اش، مشروعیت حکومت اسلامی را از آن "الله" می داند.
پرونده زمین خواری محمد جواد در اطراف ورامین و قم و گرمسار هر روز در دستگاه قضایی هاشمی شاهرودی قطورتر می شد که در خرداد ٨٨، پرونده زمین خواری شیخ صادق رو شد. مساله آن قدر بزرگ بود، که ولی فقیه، خود وارد صحنه شد و معاون ویژه بیت رهبری، وحید حقانی را، مامور رسیدگی کرد. حاصل کار چه شد؟ دو ماه بعد شیخ صادق، به عنوان قاضی القضات ام القرای اسلامی، جایگزین هاشمی شاهرودی شد.
از حدود بیست سال پیش، از دوران شیخ محمد یزدی، وثیقه هایی که مردم درمانده و گرفتار، به حساب قوه قضاییه واریز می کردند، به حساب شخصی رییس قوه قضاییه منتقل می شده است. گاهی اصل وثیقه بر گردانده می شده و گاهی خیر. افزون بر این، سود این وثیقه ها، با توجه به نرخ سرسام آور بهره بانکی، رقم نجومی می شده که رییس قوه قضاییه به عنوان قاضی القضات درمصارف شخصی صرف می کرده است. شجاعت محمود صادقی در مجلس، اشارتی و تلنگری به شیخ صادق در این اختلاس کلان بود .
دوران قاضی القضات بودن شیخ صادق یکی از تاریک ترین و شوم ترین دوران قوه قضاییه در تاریخ حکومت اسلامی است. پایه ها و زیربنای زایش قوه قضاییه بر اساس ستم گستری و گسترش قدرت ولی فقیه بنا نهاده شده است .
این قوه به طور کامل زیر نظر ولی‌ فقیه میباشد. روند کنترل این قوه فقط به انتصابات خطی‌ و سیاسی رؤسای آن‌ محدود نشده است بطوریکه بخش‌های دیگر آن‌ (مانند دادستانی تهران) عملا به صورت مستقل عمل کرده و مستقیماً از بیت دستور می‌‌گیرند. در دوران ولایت خامنه ای قوه قضایه توسط سه نفر (مثلث شوم) اداره می شده است که رهنمود خود را از بیت می گیرند. این سه نفر عبارتند از: ابراهیم رییسی (تا پیش از تولیت‌ “آستان قدس”)، محسنی اژه ای و رییس قوه قضاییه وقت (در ۷ سال و نیم پیش صادق لاریجانی) .
ابراهیم رییسی و محسنی اژه ای پیش از آن که بتوانند به تحصیلات حوزوی خود ادامه دهد با امواج انقلاب روبرو شدند و به زودی به عنوان یکی از طلبه‌های نوآموز مدرسه حقانی به توصیه بهشتی و قدوسی همراه با حسینعلی نیری، علی رازینی، مصطفی پورمحمدی، علی‌اصغر میرحجازی، غلامحسین رهبرپور، علی مبشری، روح‌الله حسینیان، علی فلاحیان، .... و ... به دستگاه قضایی پیوستند.
این عده جزو هفتاد طلبه ای بودند که با هدف کادر سازی و تامین نیروهای رژیم تازه به قدرت رسیده توسط بهشتی به تهران فراخوانده شدند. بهشتی طی یک دوره آموزشی آن ها را آماده به عهده گرفتن مسئولیت های مختلف به ویژه در ارگان های قضایی و امنیتی کرد.
و اینک شیخ صادق لاریجانی در راس قوه قضائیه (با معاونت اخوی ممد جواد)، در تلاش این است که مطابق با آرزوهای رهبری، حکومت مطلقه اسلامی را غالب کند و علی لاریجانی از تریبون مجلس با ادا و اطوارهای لیبرال گونه اش، دستورات بیت آقا را به پیش می برد .برادر کوچکتر، باقر، در سمت پیشین رئیس دانشکده پزشکی ایران و معاون سابق وزارت بهداشت، مشوق خانوم وزیر (مرضیه وحید دستجردی) در استعفا شد و کوچکترین فرزند میرزا هاشم املی، فاضل (وابسته پیشین فرهنگی ایران در کانادا) به خیال خود، سوراخ دعا را پیدا کرده و به اخوی ها پشت کرده و برای رسیدن به مال و منال وارد "فرقه احمدی نژاد - مرتضوی" شد، غافل از اینکه آنان او را مچاله و به گلوله ای تبدیل کرده و به سوی اخوی ها پرتاب کردند. این برادرها هریک با فامیل متفاوتی حضور می یابند. یکی به نام اردشیر لاریجانی، دیگری آملی لاریجانی و سومی لاریجانی
هر دم از این باغ بری می رسد.
 Dec. 10- 2016
منبع: عصر نو