به پیش اهل جهان محترم بود آنکس // که داشت از دل و جان احترام آزادی



شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۹۴

پذیرش مشروط، فرجام برجام

مسلم است که مسئله برجام از مقولات سیاست داخلی نیست تا بتوان با دیده اغماض بدان نگریست بلکه نقش سرنوشت‌سازی در هویت و استمرار نظام اسلامی دارد .
به گزارش خبرگزاری تسنیم، در شرایطی که اختلاف‌نظرها درباره برجام پدیدار شده بود و عده‌ای آن را فتح‌الفتوح و کلید حل مشکلات کشور می‌انگاشتند و دیگرانی آن را با عهدنامه ترکمانچای مقایسه می‌کردند، نامه مقام معظم رهبری به رئیس‌جمهور ابلاغ و فصل‌الخطاب شد و معظم‌له براساس تکلیف و مسئولیتی که در قبال نظام اسلامی و مردم دارند و نیز با توجه به اختیارات قانون اساسی، شرایط پذیرش و اجرای برجام را تعیین فرمودند.


البته با توجه به برخی غفلت‌ها و تغافل‌ها و ساده‌اندیشی‌های گذشته، این احتمال وجود دارد که عده‌ای با تفسیر به رای دستورات رهبری، بخواهند آن را مصادره به مطلوب نموده و دیدگاه‌های خویش را بر این نامه تحمیل کرده و راه رفته را ادامه دهند.


اما مسلم است که مسئله برجام از مقولات سیاست داخلی نیست تا بتوان با دیده اغماض بدان نگریست بلکه نقش سرنوشت‌سازی در هویت و استمرار نظام اسلامی دارد و با اندکی تامل در اظهارنظرها و دیدگاه‌های سیاستمداران استکبار می‌توان به این توطئه شوم پی برد که آمریکا می‌خواهد برجام را دستمایه استحاله نظام اسلامی قرار دهد تا آنجا که صورت آن حفظ شود اما سیرت آن دگرگون گردد و به همین دلیل، نظام اسلامی و ملت ایران، تصمیم‌گیری درباره آن را فراتر از اختیارات یک یا چند مسئول یا یک دولت می‌دانند و با هوشیاری و به‌کارگیری تمام توان، اجازه نخواهند داد که دولت در برابر عوامل نفوذی یا مرعوب دشمن، تنها بماند و تحت این‌گونه اعمال‌فشارها، خدای ناکرده تصمیمی بگیرد که بعدها در تاریخ ایران به عنوان لکه ننگ از آن یاد شود.

در مجموع، عوامل داخلی فشار بر دولت برای تمکین در برابر خواسته‌های آمریکا و پذیرش بی‌قید و شرط برجام را می‌توان به سه گروه تقسیم کرد:

گروه اول کسانی هستند که به طور مستقیم از دشمن دستور می‌گیرند. البته پذیرش این واقعیت بسیار تلخ است که در مهد شهیدان، جاسوسانی آنقدر پیچیده عمل کنند که بتوانند تا بالاترین رده‌های تصمیم‌گیری نظام اسلامی نفوذ نمایند اما تجربه دیگر کشورها و حتی وقایع پس از پیروزی انقلاب و به‌خصوص هشدارهای اخیر و مکرر مقام معظم رهبری ثابت می‌کند که این خطر را باید جدی گرفت. نفوذ امثال عباس امیر انتظام در دولت موقت که به جرم جاسوسی محکوم شد یا کسانی که در دوران پس ازدولت موقت در دولت‌های سازندگی یا اصلاحات از بدنه اجرایی خارجی و به اجانب پناهنده شدند، اینها شواهدی بر واقعیت تلخ اما هشداردهنده نفوذ دشمن است. در شرایط کنونی نیز اخباری از دستگیری جیسون رضاییان می‌رسد، حکایت از ارتباطات پیچیده این جاسوس با بالاترین سطوح تصمیم‌گیری کشور دارد و مسئولین امنیتی موظف هستند با این سرنخ، عوامل احتمالی دیگر دشمن در مراجع مدیریتی را شناسایی کنند.

گروه دوم از عوامل داخلی فشار دشمن بر دولت، افراد مرعوب در برابر قدرت استکباری هستند، کسانی که ظرفیت ایمانی‌شان کمتر از ظرفیت مدیریتی‌شان است و لذا در موقعیت‌های سرنوشت‌ساز براساس ترس از دشمن تصمیم‌گیری می‌کنند، نه براساس تکلیفی که دین تعیین کرده است. این افراد مصداق همان تعبیر معصوم(ع) هستند که فرمود: یکی از عوامل انحطاط ملت‌ها، سپردن کارهای بزرگ به انسان‌های کوچک است.

و بالاخره گروه سوم از عوامل فشار دشمن، شخصیت‌های ساده‌لوح و ساده‌اندیش و رهروان ابوموسی اشعری هستند که از عمق خباثت دشمن آگاهی ندارند و می‌پندارند با اندکی انعطاف در برابر استکبار می‌توان دل او را به دست آورد و مانع از آزار رساندن وی و خونریزی نفوس مسلمین شد.

اگرچه گروه دوم و سوم، عامل مستقیم بیگانه‌ و خائن نیستند اما خدمت آنان به دشمن، کمتر از جاسوسان نیست. این دو گروه چون به دلیل شاکله شخصیتی یا هواهای نفسانی یا به هر علت دیگر، نمی‌خواهند یا نمی‌توانند در برابر راهکار اسلام برای مقابله با دشمن سر تعظیم فرود آورند، ناچار به تطهیر دشمن و ترسیم چهره‌ای قابل قبول از او متوسل می‌شوند و این در حالی است که دستور صریح اسلام آن است که کوچک‌ترین گرایشی به ظالم نداشته باشید وگرنه گرفتار آتش خواهید شد.
تسنیم