به پیش اهل جهان محترم بود آنکس // که داشت از دل و جان احترام آزادی



پنجشنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۹۳

دل ما را نشکن

داریوش لعل ریاحی
دل ما را نشکن 
برای آتنا فرقدانی

آتنا ، مانده هنوز راه ِ پر پیچ و خمی
باید رفت
باید از حنجره ِ بسته ِ ظلمت به گذر گاه رویم
رخت ِ خورشید از آن دور نمایان شده است
روز را باور کن
چشم بر سردی این دخمه و دیوار ببند.


آتنا ، دختر ِ ایرانی سر سخت ، به خورشید نگر
نشکستی ، نشکستی ، قدمی مانده هنوز
با تو باید به بلندای ِ سپیدی برویم .
مادران را به سراشیبی اندوه نبر
تازه آغاز ِ ره است .
رخت ِ گلدار ِ تو را منتظریم
تا به رقص آید از آن پنجره گلدان ِ گلی
و تو در بوم بریزی گل و گلدان و قفس را با هم
آتنا ، دختر ِ ایرانی سرسخت
زمان را به توقف وادار
قلمت تشنه ِ نقاشی هاست
پشت ِ دیوار
وطن منتظر ِ دیدار است
دل ما را نشکن

داریوش لعل ریاحی
دوشنبه 4 اسفند 1393
Dlr1266@hotmail.com